مرکز آموزش زبان انگلیسی
مرکز آموزش زبان انگلیسی

برای کسب اطلاع از هریک از عناوین بر اوی عنوان مورد نظر کلیک کنید:

 

چرا باید زبان انگلیسی یاد بگیریم؟

 

زمان حال ساده

 

زمان حال استمراری

 

زمان حال کامل(ماضی نقلی)

 

زمان گذشته ساده

 

زمان گذشته استمراری

 

زمان گذشته کامل (ماضی بعید)

 

زمان آینده

 

جملات شرطی

 

جملات مجهول

 

نقل قول

 

سوالات ضمایم   Question tags  

 

استرس(stress) در زبان انگلیسی

 

آموزش تلفظ

 

 


زمان حال ساده

 

ساختار

جمع

go,

play,

don't work

we

you

they

مفرد

go, play,
don't work

I, you

goes, plays, doesn't work

he, she, it

 

کاربرد

زمان حال ساده یکی از متداول‌ترین زمانها در زبان انگلیسی می‌باشد که برای مقاصد زیر مورد استفاده قرار می‌گیرد:

1- برای بیان عملی که همیشه تکرار می‌شود، مانند یک عادت یا رسم:

 
  • I go to school by bus.

  • We get up at 7 AM.

  • 'Does he smoke?' 'No, he doesn't.'

 

2- برای بیان حقیقتی که همیشه یا معمولاً درست است:

  • The earth orbits the sun.

  • I come from Iran.

  • Some animals migrate in winter.(بعضی از حیوانات در زمستان مهاجرت می‌کنند.)

 

3- برای بیان حقیقتی که برای مدتی (طولانی) دوام داشته باشد:

  • I work in a shop.

  • She lives in a small cottage.

 

   
زمان حال ساده اغلب با قیدهای تکرار مورد استفاده قرار می‌گیرند. مهمترین قیدهای تکرار (frequency adverbs) عبارتند از:

never     rarely     sometimes     often     usually     always
0%................................. 50% .................................100%

  • I usually play football with my friends.

  • I never go shopping.

  • sometimes she plays piano for us.

 

نکاتی در مورد هجی (verb + s)

1- افعالی که به x, ch, sh, ss و o ختم می‌شوند، به جای es ، s می‌گیرند:

kisses, washes, watches, does, boxes

2- افعالی که به y ختم می‌شوند و قبل از آن حرف بی‌صدایی بیاید، y به ies تبدیل می‌شود:

try, tries     hurry, hurries     fly, flies

ولی آن دسته از افعالی که به y ختم می‌شوند و قبل از آن یک حرف صدادار وجود دارد، تنها یک s می‌گیرند:

plays, buys, enjoys

 

 

زمان حال استمراری

 

ساختار

 

 

 

coming

doing

going

taking

'm

am

I

're

are

you

we

they

's

is

he

she

it

 

کاربرد

 

1- برای بیان عملی که هم‌اکنون جریان دارد:

 

  • She is watching the TV.

  • He is working at the moment.

 

2- برای بیان عملی یا موقعیتی که در حال حاضر در حال وقوع می‌باشد، اما الزاماً در همین زمان صحبت کردن در حال رخ دادن نیست:

 

  • I'm reading an exciting book.

  • He is learning Arabic.

 

(توجه داشته باشید که مثلاً در جمله‌ اول، شخص گوینده ممکن است در همین لحظه مشغول مطالعه کتاب باشد و یا اینکه ممکن است منظورش این باشد که مدتی است مشغول مطالعه کتاب است ولی هنوز تمام نشده است.)

 

3- برای بیان قراری تعیین شده در آینده:

 

  • I am meeting him at the park.

 

4- برای بیان کار یا شرایطی موقتی:

 

  • I'm living in a small flat now, but I'm trying to find a better one.
    (در حال حاضر در یک آپارتمان کوچک زندگی می‌کنم، اما دارم سعی می‌کنم یک بهترش را پیدا کنم)

 

 

 

نکاتی در مورد هجی (افعال ing دار)

 

1- افعالی که به یک e ختم می‌شوند، آن e حذف می‌شود:

 

come, coming     take, taking     write, writing

 

ولی در مورد افعالی که به ee ختم می‌شوند، این قاعده صدق نمی‌کند:

 

agree, agreeing     see, seeing

 

2- در افعال یک بخشی (یک هجایی) که دارای یک حرف صدادار و یک حرف بی‌صدا می‌باشند، حرف بی‌صدای آخر تکرار می‌شود:

 

running, stopping, getting

 

ولی چنانچه حرف بی‌صدای آخر y یا w باشد، تکرار نمی‌شود:

 

showing, enjoying

 

 

زمان حال کامل

 

 

 

ساختار

 

 جملات مثبت و منفی:

past participle

(قسمت سوم فعل)

have ('ve)
have not (haven't)

I, you, we, they

has ('s)
has not (hasn't)

he, she, it

جملات پرسشی:

past participle

(قسمت سوم فعل)?

I, you, we, they

have

he, she, it

has

 

چند مثال:

  • We've been to Paris.

  • He hasn't lived in Paris.

  • Have you met him yet?

 

 

 

 

کاربرد

 

1- برای بیان عملی که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد:

 

 

 

 

 

 

 

  • I have studied English since 1990. (از سال 1990 به مطالعه انگلیسی پرداخته‌ام)

  • She's lived in Tehran for 10 years. (او به مدت 10 سال در تهران زندگی کرده است)

  • How long have you lived in Tehran? (چه مدتی در تهران زندگی کرده‌اید؟)

  • I've lived in Tehran all my life. (همه عمرم را در تهران زندگی کرده‌ام)

 

 

 

   

توجه‌ داشته ‌باشید که در زمان حال کامل، غالباً از اصطلاحات زمانی خاصی مانند since و for استفاده می‌شود.

forنشان دهنده دوره‌ای از زمان است که تا کنون ادامه داشته است، ولی since با مقطعی از زمان به کار می‌رود و به معنی «از آن زمان تا کنون» می‌باشد:

seven o'clock  

since

a year

 

I have been here for

1980

two months

September

three hours

last week

ten minutes

 

 

 

 

2- برای بیان تجربه‌ای که در زمانی در زندگی شخصی اتفاق افتاده است. در واقع این عمل در گذشته روی داده و به پایان رسیده است، اما آثار آن هنوز محسوس است. این که این عمل یا تجربه چه موقعی روی داده، مهم نیست:

 

  • I have never been to England. (من هرگز به انگلستان نرفته‌ام)

  • She has had several operations up to now. (تا کنون چندین عمل جراحی داشته است)

  • He's written a lot of short stories.(او داستانهای کوتاه زیادی نوشته است)

 

 

 

3- برای بیان عملی که در گذشته نزدیک اتفاق افتاده ولی اثر آن در زمان حال مشاهده می‌شود. در این حالت از yet، already، still و just بسیار استفاده می‌کنیم:

 

 

 

   

از already بیشتر در جملات مثبت و از yet  بیشتر در جملات منفی و پرسشی استفاده می‌شود.

 

 

  • I've just had a sandwich. (من تازه یک ساندویچ خورده‌ام)

  • I've already seen the movie. (این فیلم را قبلاً دیده‌ام)

  • The bus hasn't arrived yet. (اتوبوس هنوز نرسیده است)

  • I still haven't finished my homework. (هنوز تکالیفم را تمام نکرده‌ام)

 

 

 

 

زمان حال کامل

 

ساختار

 جملات مثبت و منفی:

past participle

(قسمت سوم فعل)

have ('ve)
have not (haven't)

I, you, we, they

has ('s)
has not (hasn't)

he, she, it

جملات پرسشی:

past participle

(قسمت سوم فعل)?

I, you, we, they

have

he, she, it

has

 

چند مثال:

  • We've been to Paris.

  • He hasn't lived in Paris.

  • Have you met him yet?

 

 

کاربرد

1- برای بیان عملی که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد:

 

 

 

  • I have studied English since 1990. (از سال 1990 به مطالعه انگلیسی پرداخته‌ام)

  • She's lived in Tehran for 10 years. (او به مدت 10 سال در تهران زندگی کرده است)

  • How long have you lived in Tehran? (چه مدتی در تهران زندگی کرده‌اید؟)

  • I've lived in Tehran all my life. (همه عمرم را در تهران زندگی کرده‌ام)

 

   

توجه‌ داشته ‌باشید که در زمان حال کامل، غالباً از اصطلاحات زمانی خاصی مانند since و for استفاده می‌شود.

forنشان دهنده دوره‌ای از زمان است که تا کنون ادامه داشته است، ولی since با مقطعی از زمان به کار می‌رود و به معنی «از آن زمان تا کنون» می‌باشد:

seven o'clock  

since

a year

 

I have been here for

1980

two months

September

three hours

last week

ten minutes

 

 

2- برای بیان تجربه‌ای که در زمانی در زندگی شخصی اتفاق افتاده است. در واقع این عمل در گذشته روی داده و به پایان رسیده است، اما آثار آن هنوز محسوس است. این که این عمل یا تجربه چه موقعی روی داده، مهم نیست:

  • I have never been to England. (من هرگز به انگلستان نرفته‌ام)

  • She has had several operations up to now. (تا کنون چندین عمل جراحی داشته است)

  • He's written a lot of short stories.(او داستانهای کوتاه زیادی نوشته است)

 

3- برای بیان عملی که در گذشته نزدیک اتفاق افتاده ولی اثر آن در زمان حال مشاهده می‌شود. در این حالت از yet، already، still و just بسیار استفاده می‌کنیم:

 

   

از already بیشتر در جملات مثبت و از yet  بیشتر در جملات منفی و پرسشی استفاده می‌شود.

 

  • I've just had a sandwich. (من تازه یک ساندویچ خورده‌ام)

  • I've already seen the movie. (این فیلم را قبلاً دیده‌ام)

  • The bus hasn't arrived yet. (اتوبوس هنوز نرسیده است)

  • I still haven't finished my homework. (هنوز تکالیفم را تمام نکرده‌ام)

  • زمان حال کامل

     

    ساختار

     جملات مثبت و منفی:

    past participle

    (قسمت سوم فعل)

    have ('ve)
    have not (haven't)

    I, you, we, they

    has ('s)
    has not (hasn't)

    he, she, it

    جملات پرسشی:

    past participle

    (قسمت سوم فعل)?

    I, you, we, they

    have

    he, she, it

    has

     

    چند مثال:

    • We've been to Paris.

    • He hasn't lived in Paris.

    • Have you met him yet?

     

     

    کاربرد

    1- برای بیان عملی که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد:

     

     

     

    • I have studied English since 1990. (از سال 1990 به مطالعه انگلیسی پرداخته‌ام)

    • She's lived in Tehran for 10 years. (او به مدت 10 سال در تهران زندگی کرده است)

    • How long have you lived in Tehran? (چه مدتی در تهران زندگی کرده‌اید؟)

    • I've lived in Tehran all my life. (همه عمرم را در تهران زندگی کرده‌ام)

     

       

    توجه‌ داشته ‌باشید که در زمان حال کامل، غالباً از اصطلاحات زمانی خاصی مانند since و for استفاده می‌شود.

    forنشان دهنده دوره‌ای از زمان است که تا کنون ادامه داشته است، ولی since با مقطعی از زمان به کار می‌رود و به معنی «از آن زمان تا کنون» می‌باشد:

    seven o'clock  

    since

    a year

     

    I have been here for

    1980

    two months

    September

    three hours

    last week

    ten minutes

     

     

    2- برای بیان تجربه‌ای که در زمانی در زندگی شخصی اتفاق افتاده است. در واقع این عمل در گذشته روی داده و به پایان رسیده است، اما آثار آن هنوز محسوس است. این که این عمل یا تجربه چه موقعی روی داده، مهم نیست:

    • I have never been to England. (من هرگز به انگلستان نرفته‌ام)

    • She has had several operations up to now. (تا کنون چندین عمل جراحی داشته است)

    • He's written a lot of short stories.(او داستانهای کوتاه زیادی نوشته است)

     

    3- برای بیان عملی که در گذشته نزدیک اتفاق افتاده ولی اثر آن در زمان حال مشاهده می‌شود. در این حالت از yet، already، still و just بسیار استفاده می‌کنیم:

     

       

    از already بیشتر در جملات مثبت و از yet  بیشتر در جملات منفی و پرسشی استفاده می‌شود.

     

    • I've just had a sandwich. (من تازه یک ساندویچ خورده‌ام)

    • I've already seen the movie. (این فیلم را قبلاً دیده‌ام)

    • The bus hasn't arrived yet. (اتوبوس هنوز نرسیده است)

    • I still haven't finished my homework. (هنوز تکالیفم را تمام نکرده‌ام)

     

    زمان گذشته ساده

     

    ساختار

    (last week)

    (yesterday)

    worked

    I, we, you, he, she, ...

    played

    heard

     

    منفی

    work...

    play...

    hear...

    didn't

    did not

    I, we, you, he, she, ...

     

     

     

    پرسشی

    work...?

    play...?

    hear...?

    I, we, you, he, she, ...

    Did

     

     

    کاربرد

    گذشته ساده در موارد زیر کاربرد دارد:

    1- برای بیان کاری که در گذشته و زمان مشخصی به پایان رسیده است:

    • We met last week.

    • He left yesterday.

     

    2- برای بیان کارهایی که پشت سرهم در یک ماجرا یا داستان می‌آیند:

    • I walked into my room and sat down. Suddenly I heard a noise coming from outside. I got up and went towards the window...

     

    3- برای بیان عادت یا شرایطی در گذشته:

    • When he was a child, they lived in a cottage in the jungle.

    • Every day he walked in the jungle to....

     

    نکاتی در مورد هجی (verb + ed)

    1- هنگامیکه فعلی به e ختم می‌شود، فقط d اضافه می‌کنیم:

    loved, hated, used

    2- افعال یک هجایی (یک بخشی) که به ترتیب شامل یک حرف صدادار و یک حرف بی‌صدا می‌باشند، حرف بی‌صدای آخر تکرار می‌شود:

    stopped, planned, robbed

    ولی اگر دو حرف صدادار وجود داشته باشد، حرف بی‌صدای آخر تکرار نمی‌شود:

    looked, cooked, seated

    اگر حرف بی‌صدای آخر y یا w باشد نیز تکرار نمی‌شود:

    played, rowed, showed

  •  

    زمان گذشته ساده

     

     

     

    ساختار

     

    (last week)

    (yesterday)

    worked

    I, we, you, he, she, ...

    played

    heard

     

     

    منفی

    work...

    play...

    hear...

    didn't

    did not

    I, we, you, he, she, ...

     

     

     

    پرسشی

    work...?

    play...?

    hear...?

    I, we, you, he, she, ...

    Did

     

     

     

     

    کاربرد

     

    گذشته ساده در موارد زیر کاربرد دارد:

     

    1- برای بیان کاری که در گذشته و زمان مشخصی به پایان رسیده است:

     

    • We met last week.

    • He left yesterday.

     

     

     

    2- برای بیان کارهایی که پشت سرهم در یک ماجرا یا داستان می‌آیند:

     

    • I walked into my room and sat down. Suddenly I heard a noise coming from outside. I got up and went towards the window...

     

     

     

    3- برای بیان عادت یا شرایطی در گذشته:

     

    • When he was a child, they lived in a cottage in the jungle.

    • Every day he walked in the jungle to....

     

     

     

    نکاتی در مورد هجی (verb + ed)

     

    1- هنگامیکه فعلی به e ختم می‌شود، فقط d اضافه می‌کنیم:

     

    loved, hated, used

     

    2- افعال یک هجایی (یک بخشی) که به ترتیب شامل یک حرف صدادار و یک حرف بی‌صدا می‌باشند، حرف بی‌صدای آخر تکرار می‌شود:

     

    stopped, planned, robbed

     

    ولی اگر دو حرف صدادار وجود داشته باشد، حرف بی‌صدای آخر تکرار نمی‌شود:

     

    looked, cooked, seated

     

    اگر حرف بی‌صدای آخر y یا w باشد نیز تکرار نمی‌شود:

     

    played, rowed, showed

  •  

    زمان گذشته استمراری

     

     

     

    ساختار

     

    جملات پرسشی:

    eating?

    playing?

    talking?

    I,  he, she, it

    was

    wasn't

    you, we, they

    were

    weren't

     

    جملات مثبت و منفی:

    walking

    playing

    fishing

    was

    wasn't

    I,  he, she, it

    were

    weren't

    you, we, they

     

     

     

     

    کاربرد

     

    از زمان گذشته استمراری بیشتر برای بیان کارهایی استفاده می‌شود که در گذشته اتفاق افتاده و مدتی ادامه داشته‌اند ولی حدود زمانی آنها به طور دقیق مشخص یا مهم نیست.

     

    در اغلب موارد گذشته استمراری همراه با گذشته ساده بکار می‌رود. در چنین حالتی، گذشته استمراری بر کارها و فعالیتهای طولانی‌تر (در پس‌زمینه) دلالت می‌کند، در حالی که گذشته ساده بر کارها و فعالیتهایی دلالت می‌کند که در میانه کارهای طولانی‌تر واقع شده‌اند.

     

     

     

     

     

     

     

    بطور کلی «گذشته استمراری» در موارد زیر بکار می‌رود:

     

    1- برای بیان کاری که قبل از زمان خاصی در گذشته آغاز شده و احتمالاً پس از آن نیز ادامه داشته است:

     

    • 'What were you doing at 6.00?'  'I was having breakfast.'
      (.ساعت 6 چکار می‌کردید؟ داشتم صبحانه می‌خوردم)

     

     

     

    2- برای بیان کار یا فعالیتی در گذشته که به وسیله چیزی قطع شده باشد:

     

    • The phone rang when I was watching TV.
      (.وقتی داشتم تلویزیون تماشا می‌کردم، تلفن زنگ زد)

    • While I was driving home, my car broke down.
      (.هنگامیکه داشتم به خانه بر می‌گشتم، ماشینم خراب شد)

     

     

     

    3- برای بیان کار یا فعالیتی به پایان نرسیده در زمان گذشته (در مقایسه با گذشته ساده که کارهای کامل شده را بیان می‌کند):

     

    • I was reading a book during the flight. (I didn't finish it)

    • but: I read a book during the flight. (I finished it)

    • زمان گذشته کامل

       

      ساختار

       جملات مثبت و منفی:

      past participle

      (قسمت سوم فعل)

      had ('d)

      had not (hadn't)

      I, you, we, they

      he, she, it

      جملات پرسشی:

      past participle

      (قسمت سوم فعل)?

      I, you, we, they

      he, she, it

      had

      hadn't

       

       

      کاربرد

      ما از زمان گذشته کامل استفاده می‌کنیم تا نشان دهیم عملی پیش از عمل دیگری در گذشته اتفاق افتاده است (گذشته در گذشته). در واقع گذشته کامل معادل گذشته‌ی زمان حال کامل است. (با گذشته ساده مقایسه کنید)

       

       

      به مقایسه بین زمانهای حال کامل و گذشته کامل توجه کنید:

      گذشته کامل

      حال کامل

       

      * We weren't hungry. We'd just had dinner.

       * I didn't know who he was. I'd never seen him before.

       

       

      * We aren't hungry. We've just had dinner.

      * Who is that man? I've never seen him before.

       

       

      چند مثال دیگر از زمان گذشته کامل:

      • It was the first time he had ever seen a tiger.

      • When I arrived at the cinema, the film had already begun.

      • She didn't want to go to the theatre with the others because she'd seen the play before.

       

      مقایسه بین گذشته کامل و گذشته ساده

      به تفاوت میان جملات زیر دقت کنید:

      • When I arrived home, my wife went out.

      • but: When I arrived home, my wife had gone out.

      •  

        زمانهای مربوط به آینده

         

        در زبان انگلیسی برای بیان زمان آینده از افعال و حالتهای مختلفی استفاده می‌شود که آنها را به ترتیب اهمیت در زیر می‌بینید:

         

        1. will + verb

         

        2. be + going to + verb

         

        3. Present Progressive (حال استمراری)

         

        4. will + be + verb-ing و فرمهای دیگر

         

         

         


         

        1- will + verb

         

        از فعل کمکی will برای نشان دادن آینده در جهت‌های زیر استفاده می‌شود:

         

        الف- پیش‌بینی: برای توصیف چیزی که می‌دانیم، یا انتظار داریم که اتفاق بیفتد:

         

        • It will be rainy tomorrow.
           (فردا هوا بارانی خواهد بود)

        • You will be sick if you eat all those sweets.
           (اگر همه آن شیرینی‌ها را بخوری مریض می‌شوی)

         

        ب- بیان تصمیمی که درست در همان لحظه گرفته شده است:

         

        • I will answer the phone.
          (من تلفن را جواب می‌دهم)

        • I'll see you tomorrow. bye!
          (فردا می‌بینمت.خداحافظ)

         

         

         

        2- be + going to + verb

         

        الف- از این ساختار برای بیان برنامه‌ها و تصمیماتی که از قبل گرفته شده‌اند، استفاده می‌شود:

         

        • We're going to paint this room blue.
          (ما می‌خواهیم این اتاق را آبی بزنیم)

        • I'm going to be a doctor.
          (می‌خواهم یک دکتر بشوم)

         

        ب- همچنین از این ساختار می‌توان برای بیان یک پیشگویی، مخصوصاً وقتی که براساس مدرکی در زمان حال باشد، استفاده نمود.

         

        • She's going to have a baby. (Because she's pregnant)
          (او قرار است که یک بچه بدنیا بیاورد)

        • It's going to rain. (It's cloudy)
          (می‌خواهد باران ببارد)

         

        بعضی اوقات تفاوتی بین will و be going to برای یک پیش‌بینی وجود ندارد.

         

           

        برای بیان تصمیمی که از قبل گرفته شده است از ساختـار be going to و بیان تصمیمی که درست در همان لحظه گرفته شده است از will استفاده می‌کنیم.

         

         

         

         

        3- حال استمراری (Present Progressive)

         

        از حال استمراری برای بیان یک برنامه یا یک قرار بین افراد در آینده استفاده می‌شود و معمولاً به آینده نزدیک اشاره دارد:

         

        • I'm meeting my friend this evening.
          (امروز بعدازظهر دوستم را ملاقات می‌کنم)

        • They are driving to Scotland at the weekend.
          (آنها آخر هفته به اسکاتلند می‌روند)

         

        گاهی اوقات تفاوتی نمی‌کند که برای بیان یک برنامه یا قرار از حال استمراری و یا از ساختار be going to استفاده شود، به عنوان مثال:

         

        • We're going to see a play tonight.
          or: We're seeing a play tonight.

         

         

         

        4- راه‌های دیگر بیان آینده

         

        راه‌های دیگری نیز برای صحبت درباره‌ آینده وجود دارد، به عنوان مثال:

         

        a) Will + be + verb-ing

         

        • Next week I'll be talking about how to use a microscope.
          (هفته آینده درباره نحوه استفاده از میکروسکوپ صحبت خواهم کرد)

         

        b) Be + to + verb

         

        • Iranian president is to visit Russia.
          (رئیس جمهور ایران از روسیه بازدید می‌کند)

         

        c) Be + about + to + verb

         

        • The mayor is about to announce the result of election.
          (شهردار به زودی نتایج انتخابات را اعلام خواهد کرد)

        •  

        •  

          جملات شرطی

           

          جملات شرطی شامل دو قسمت می‌باشند: یکی عبارت شرطی و دیگری عبارت اصلی. عبارتی که حاوی if باشد را عبارت شرطی و عبارت دیگر را عبارت اصلی می‌نامیم.

           

          رویدادی که در عبارت اصلی توصیف می‌شود بستگی به شرطی دارد که در عبارت شرطی بیان می‌شود.

           

           

           

           we will get wet.

          If it rains this evening,

          عبارت اصلی

          عبارت شرطی

           

          عبارت شرطی می‌تواند در انتهای جمله نیز بیاید، ولی در این صورت علامت ویرگول (,) حذف می‌شود:

           

           if you press this button.

          The door opens

          عبارت شرطی

          عبارت اصلی

           

          به طور کلی سه نوع جمله شرطی وجود دارد:

           

           


           

           

           

          جملات شرطی نوع اول

           

          از جملات شرطی نوع اول برای بیان یک شرط (یا موقعیت) ممکن و یک نتیجه محتمل در آینده استفاده می‌شود.

           

          if حال ساده will/won't

          مصدر بدون to

          if

          I work hard,

          I will

          pass my exams.

           

          • If I find your watch, I will tell you. (.اگر ساعت شما را پیدا کنم به شما خواهم گفت)

          • If we leave now, we'll catch the 10.30 train.
            (اگر حالا حرکت کنیم به قطار ساعت 10:30 می‌رسیم)

          • If I see him, I'll tell him the news. (.اگر او را ببینم خبرها را به او خواهم گفت)

          • You'll get wet if you don't take an umbrella. (.اگر چتر نبری خیس خواهی شد)

           

           

           

             
          علاوه بر will می‌توان از should ،must ،can ،might ،may و غیره نیز استفاده کرد که در این صورت معنی آن کمی فرق خواهد کرد:
          • If you pull the cat's tail, it may scratch you.
            (اگر دم گربه را بکشی ممکن است تو را چنگ بزند )

          • You should eat less rice if you want to lose weight.
            (اگر می‌خواهی وزن کم کنی باید کمتر برنج بخوری)

           

           

           

          جملات شرطی نوع دوم

           

          از جملات شرطی نوع دوم برای بیان یک شرط یا موقعیت غیر واقعی یا غیر ممکن و نتیجه محتمل آن در زمان حال یا آینده بکار می‌رود. در واقع در این نوع جملات حال یا آینده‌ای متفاوت را تصور می‌کنیم.

           

          if گذشته ساده would ('d)
          would not (wouldn't)

          مصدر بدون to

          if

          I had more money, I

          would ('d)

          buy a new car.

          if

          you lived in England, you

          would ('d)

          soon learn English.

           

          چند مثال دیگر:

           

          • If he needed any money, I'd lend it to him. (But he doesn't need it)
            (اگر به پول احتیاج داشت به او قرض می‌دادم)

          • If I had more time, I'd help you. (اگر وقت بیشتری داشتم به شما کمک می‌کردم)

          • If I were* a rich man, I'd buy an expensive car.
            (اگر ثروتمند بودم یک ماشین گرانقیمت می‌خریدم)

          • I wouldn't accept the job (even) if they offered it to me.
            (اگر آن کار را به من پیشنهاد می‌کردند هم قبول نمی‌کردم)

           

           

           

             

          * در این نوع جملات، اغلب بجای was از were استفاده می‌شود:

          • If I were living in Tehran, we could meet more often.

           

           

           

          جملات شرطی نوع سوم

           

          از این نوع جملات شرطی برای تصور گذشته‌ای غیر ممکن استفاده می‌شود. در واقع در این نوع جملات، گوینده آرزوی یک گذشته متفاوت را دارد. (ولی به هر حال گذشته‌ها گذشته!)

           

          if + گذشته کامل + would have + قسمت سوم فعل (p.p.) + ....

           

          • If I'd seen you, I would have said hello.
            (اگر تو را دیده بودم، سلام می‌دادم)

          • If he had driven more carefully, he wouldn't have been injured.
            (اگر با دقت بیشتری رانندگی کرده بود، مجروح نمی‌شد)

          • If I had known you were in hospital, I would have gone to visit you.
            (اگر می‌دانستم شما در بیمارستان بستری بودید می‌آمدم و شما را ملاقات می‌کردم)

          • I would have gone to see him if I had known that he was ill.
            (اگر می‌دانستم بیمار بود می‌رفتم و به او سر می‌زدم)

          •  

            افعال مجهول (the passive voice)

             

             

             

            در جملات معلوم (active)، فاعل به عامل یا کننده عمل فعل دلالت دارد. در واقع ما از افعال معلوم برای بیان اینکه فاعل چه کاری را انجام دهد استفاده می‌کنیم. به این مثالها توجه کنید:

             

            • The dog chased the cat. (سگ گربه را دنبال کرد)

            • My father built this house in 1960. (پدرم این خانه را در سال 1960 ساخت)

             

            ولی جملات مجهول (passive) به ما این اجازه را می‌دهند که کسی یا چیزی را که کننده یا انجام دهنده عملی نیست (غیر عامل) در جای فاعل قرار دهیم. در واقع از افعال مجهول برای بیان اینکه چه عملی بر روی فاعل اتفاق می‌افتد، استفاده می‌شود:

             

             

             

             

             

            • The cat was chased by the dog. (گربه توسط سگ دنبال شد)

            • This house was built in 1960. (این خانه در سال 1960 ساخته شد)

             

            هنگام استفاده از حالت مجهول، توجه داشته باشید که در اغلب موارد اینکه چه کسی یا چه چیزی عمل را انجام می‌دهد نا معلوم یا بی‌اهمیت است. مثلاً در جمله زیر اینکه چه کسی اتاق را تمیز می‌کند برای گوینده اهمیتی ندارد:

             

            • This room is cleaned every day. (این اتاق هر روز تمیز می‌شود)

             

            ولی اگر بخواهیم بیان کنیم که چه کسی (یا چه چیزی) آن عمل را انجام داده است، در این صورت باید از حرف اضافه by استفاده کنیم:

             

             

             

             
            • This house was built by my father.
               
              (این خانه توسط پدرم ساخته شد)

            • This picture was painted by a great painter.
              (این نقاشی توسط یک نقاش بزرگ کشیده شده )

             

             

             

            ساختار

             

            بطور کلی برای ساخت صیغه مجهول فعل معلوم، فعل to be را به همان زمان فعل معلوم می‌آوریم و اسم مفعول همان فعل را به آن می‌افزاییم:

             

            • معلوم: Somebody cleans this room every day.

            • مجهول: This room is cleaned every day.

            • معلوم: He bought this car last week.

            • مجهول: This car was bought last week.

             

            در جدول زیر می‌توانید فهرست افعال معلوم و معادل مجهول آنها را ملاحظه کنید:

             

             

             

            زمان

            معلوم

            مجهول

            حال ساده

            keeps
            نگه می‌دارد

            is kept
               نگهداری می‌شود

            حال استمراری

            is keeping
            دارد نگه می‌دارد

            is being kept
            در حال نگهداری شدن است

            گذشته ساده

            kept
            نگه داشت

            was kept
            نگهداری شد

            گذشته استمراری

            was keeping
            داشت نگه می‌داشت

            was being kept
            در حال نگهداری شدن بود

            حال کامل

            has kept
            نگه داشته است

            has been kept
            نگهداری شده است

            گذشته کامل

            had kept
            نگه داشته بود

            had been kept
            نگهداری شده بود

            آینده

            will keep
            نگه خواهد داشت

            will be kept
            نگهداری خواهد شد

            شرطی

            would keep
            نگه می‌داشت

            would be kept
            نگهداری می‌شد

            شرطی کامل

            would have kept
            نگه داشته بودند

            would have been kept
            نگهداری شده بود

            مصدر

            to keep
            نگه داشتن

            to be kept
            نگهداری شدن

            مصدر حال کامل

            to have kept
            نگه داشتن

            to have been kept
            نگهداری شدن

            وجه مصدری اسم مصدر

            keeping
            نگهداری

            being kept
            نگهداری شدن

             

            منبع جدول: کتاب آموزش و خودآموز گرامر انگلیسی آکسفورد، ترجمه حسن اشرف‌الکتابی

          •  

            نقل قول Reported speech

             

             

             

            هنگامیکه میخواهیم گفته‌های شخص دیگری را نقل کنیم، می‌توانیم از دو حالت مختلف استفاده کنیم:

             

            1- می‌توانیم گفته‌های شخص مورد نظر را عیناً (واو به واو) تکرار کنیم (نقل قول مستقیم):

             

            • She said, 'It is raining.'

             

            و یا می‌توانیم از نقل قول غیر مستقیم استفاده کنیم:

             

            • She said that it was raining.

             

            در مثال زیر به تغییرات ایجاد شده خوب دقت کنید:

             

             

             

             

             

               
            1- در نقل قول غیر مستقیم همیشه می‌توانیم that را حذف کنیم:
            • I told her (that) I wasn't hungry.

            • He said (that) he was feeling ill.

            2- پس از tell حتماً باید نام شخص مخاطب (اسم یا ضمیر) ذکر شود ولی پس از say چیزی نمی‌آید:
            • He told her that ...

            • He said that ...

             

             

             

             

             

            جدول تغییرات از نقل قول مستقیم به غیرمستقیم

             

            در نقل قول غیرمستقیم، فعل اصلی جمله معمولاً زمان گذشته است و نیز افعال موجود در بقیه جمله هم باید به زمان گذشته تبدیل شوند. این تغییرات به شرح زیرند:

             

             

             

            مثال

            غیر مستقیم

             مستقیم

            'I love you,' he said. He told her that he loved her.

            گذشته ساده

            حال ساده

            'I'm talking on the phone,' she said. She said that she was talking on the phone.

            گذشته استمراری حال استمراری

            He said, 'The rain has stopped'. He said that the rain had stopped.

            گذشته کامل حال کامل

            He said, 'I've been reading for 3 hours.'   He said that he had been reading for 3 hours.

            گذشته کامل استمراری حال کامل استمراری

            He said, 'I met him in the theatre.' He said he had met him in the theatre.

            گذشته کامل گذشته ساده

            'I was driving carefully,' he told the police. He told the police he had been driving carefully.

            گذشته کامل استمراری گذشته استمراری

             

             

             

             

             

               
            1- اگر در جمله نقل قول مستقیم از گذشته کامل استفاده شده باشد، در جمله نقل قول غیرمستقیم تغییری ایجاد نمی‌شود:

            Tom said, 'when I arrived, she had gone.' Tom said when he had arrived, she had gone.

            2- همیشه مجبور نیستیم که فعل را در جمله نقل قول غیرمستقیم تغییر دهیم. اگر ما چیزی را نقل قول کنیم که همچنان صحیح می‌باشد، دیگر نیازی به تغییر فعل (از زمان حال به گذشته) نیست. مثلاً:

            'He loves ice-cream,' his mother said. → His mother said that he loves (or loved) ice-cream. (he still loves ice-cream)

            در مثال بالا پر واضح است که او (he) همچنان به بستنی علاقمند است و دلیلی ندارد این علاقمندی تغییر کرده باشد.

             

             

             

             

            افعال کمکی وجهی در نقل قول غیرمستقیم

             

            در نقل قول غیرمستقیم افعال کمکی وجهی may ،can ،will و shall به might، could، would و should تبدیل می‌شوند. یعنی:

             

             

             

            نقل قول غیرمستقیم

            WOULD, COULD,
            MIGHT, SHOULD

            تبدیل می‌شود به

            نقل قول مستقیم

            will, can,
            MAY, SH
            ALL

             

            مثال:

             

            • 'I will sell my car,' he told me.
              He told me that he would sell his car.

            • 'I can help you,' he said.
              He said he could help me.

            • 'The teacher may be ill,' he said.
              He said that the teacher might be ill.

             

            ولی افعال کمکی used to، ought to و must در جملات نقل قول غیرمستقیم تغییری نمی‌کنند:

             

            • I told her that I used to smoke twenty a day.

             

             

             

            تغییرات لازم دیگر در نقل قول غیرمستقیم

             

            در نقل قول غیرمستقیم علاوه بر تغییراتی که در افعال صورت می‌گیرد، در بعضی دیگر از اقسام کلمه، از جمله قیدها نیز تغییراتی ایجاد می‌شود که در جدول زیر بعضی از آنها را می‌بینید:

             

             

             

            غیرمستقیم

            مستقیم

            that

            this

            those

            these

            there

            here

            then

            now

            that day

            today

            the previous day / the day before

            yesterday

            the next day / the following day

            tomorrow

            the following week / year ...

            next week / year ...

            the previous week / year ...

            last week / year ...

             

            چند مثال:

             

            • 'I like it here,' he said.
              He said that he liked it there.

            • He said, 'We'll visit the factory tomorrow.'
              He said that he would visit the factory the next day.

            •  

              ضمایم پرسشی (Question Tags)

               

              ضمایم پرسشی پرسشهای کوتاهی هستند که به انتهای یک جمله (در انگلیسی محاوره‌ای) افزوده می‌شوند.

               

              به جملات زیر دقت کنید:

               

              • You are a teacher, aren't you?
                  (شما یک معلم هستید، اینطور نیست؟)

              • Farhad works hard, doesn't he?
                 
                (فرهاد سخت کار می‌کند، اینطور نیست؟)

               

              در مثالهای بالا aren't you و doesn't he ضمایم پرسشی هستند.

               

               

               

              قواعد ساختن ضمایم پرسشی

               

              1- ضمایم پرسشی از دو کلمه ساخته می‌شوند: یک ضمیر فاعلی پس از یک فعل کمکی:

               

              جمله اصلی           

              + ضمیمه پرسشی
              Tom is a student,  isn't   he?
               

              فعل
              کمکی

                ضمیر
               فاعلی

               


              2- فاعل آن با فاعل جمله اصلی مطابقت می‌کند:

               

              • Jim plays football, doesn't he?

              • The students will be arriving soon, won't they?

               

               

               

              3- فعل کمکی آن با فعل کمکی جمله اصلی مطابقت می‌کند، با این تفاوت که:

               

              الف- اگر جمله اصلی مثبت باشد، «ضمیمه پرسشی» منفی، و اگر جمله اصلی منفی باشد «ضمیمه پرسشی» مثبت خواهد بود.

               

              • It wasn't an interesting film, was it?

              • They will finish their job, won't they?

              • You wouldn't tell anyone, would you?

               

              ب- اگر هیچ نوع فعل کمکی در جمله اصلی وجود نداشت از does، do و یا did (با توجه به زمان جمله) استفاده می‌کنیم:

               

              • She plays the piano, doesn't she?

              • You look well today, don't you?

              • You sold your car, didn't you?

              •  

                استرس (stress) در زبان انگلیسی

                 

                در بیشتر دیکشنریها برای نشان دادن استرس (stress) از علامت  '  استفاده می‌کنند. گاهی هم از حروف بزرگ استفاده می‌شود. به عنوان مثال به کلمه‌های زیر دقت کنید:

                 

                magazine /,'/

                 

                letter /'/

                 

                در کلمه اول استرس روی سیلاب (یا بخش) سوم (-zine) و در کلمه دوم روی سیلاب اول (-let) قرار دارد.

                 

                هر کلمه انگلیسی که دارای دو یا چند سیلاب باشد، حتماً دارای یک سیلاب استرس دار نیز می‌باشد:

                 

                'yellow (= YEL + low)

                 

                sham'poo (= sham + POO)

                 

                com'puter (= com + PU + ter)

                 

                 

                 

                تغییر استرس کلمات

                 

                بسیاری از کلمات در زبان انگلیسی به دو صورت اسم و فعل (هر دو) به کار می‌روند. تلفظ بسیاری از این نوع کلمات، چه به صورت اسم به کار روند و چه به صورت فعل همیشه یکسان است. مثلاً در کلمه sur'prise که هم به معنی «غافلگیری» و هم به معنی «غافلگیر کردن» می‌باشد، استرس همواره روی سیلاب دوم (-prise) قرار دارد.

                 

                اما بعضی از این کلمات دو حالتی، اسم و فعل هر کدام - از لحاظ محل قرار گیری استرس - تلفظی متفاوت دارند. مهمترین این کلمات در جدول زیر آورده شده‌اند:

                 

                 

 

۱۳٩۱/٢/٢۱ | ٢:٤٤ ‎ب.ظ | معلم | نظرات ()

درباره وبلاگ

سلام.اینجانب یحیی عسکرزاده با هدف ارتقای سطح علمی و ایجاد ارتباط با دوستان در فضای مجازی تارنمای " مرکز آموزش زبان انگلیسی " را راه اندازی کرده ام. امیدوارم با همکاری و کمک دوستان و زبان دوستان بتونم مطالب مفیدی براتون قرار بدم.
نويسندگان
لینک دوستان

موضوعات وب
امکانات وب