مرکز آموزش زبان انگلیسی
مرکز آموزش زبان انگلیسی

 The cat and the bell

 

There were a lot of mice in a house. The man of the house got a cat. The cat killed many of the mice. Then the oldest mouse said:"All mice must come to my hole tonight, and we will think what we can do about this cat."

All the mice came. Many mice spoke , but none knew what to do. At last a young mouse stood up and said:" We must put a bell on the cat. Then , when the cat comes near, we'll hear the bell and run away and hide. So the cat will never catch any more mice."

Then the old mouse asked :" Who will put the bell on the cat?" No mouse answered. He waited, but still no one answered. At last he said:"It is not hard to say things, but it is harder to do them."

گربه و زنگوله

موش های زیادی در خانه بودند. صاحب خانه گربه ای را آورد. گربه شمار زیادی از موش ها را کشت.

سپس موش پیر گفت: تمام موش ها باید امشب به خانه ی من بیایند تا ما فکر کنیم که برای این گربه

چه کار بکنیم. خیلی از موش ها آمدند. خیلی از موش ها حرف می زدند اما هیچ کدام نمی دانستند که باید چه کار بکنند. سرانجام موش جوانی ایستاد و گفت: ما باید زنگوله ای روی گربه بگذاریم سپس وقتی که گربه به ما نزدیک می شود ما صدای زنگ رو می شنویم و فرار می کنیم و خودمان را مخفی می کنیم. بنابراین گربه نمی تواند هیچ موشی را بگیرد. سپس موش پیر پرسید: چه کسی زنگوله را روی گربه قرار خواهد داد؟ هیچ موشی جواب نداد.  صبر کرد اما هنوز هیچ کس جواب نداد. سرانجام او گفت: این سخت نیست که چیزی را بگوییم اما سخت تر این است که این کار را انجام بدهیم.

برای دیدن بقیه ی داستانهای کوتاه به ادامه مطلب بروید:

ادامه مطلب
۱۳٩۱/٢/٢۱ | ٢:۳٦ ‎ب.ظ | معلم | نظرات ()
درباره وبلاگ

سلام.اینجانب یحیی عسکرزاده با هدف ارتقای سطح علمی و ایجاد ارتباط با دوستان در فضای مجازی تارنمای " مرکز آموزش زبان انگلیسی " را راه اندازی کرده ام. امیدوارم با همکاری و کمک دوستان و زبان دوستان بتونم مطالب مفیدی براتون قرار بدم.
نويسندگان
لینک دوستان

موضوعات وب
امکانات وب



بیست تولز